خانه / دسته‌بندی نشده / کارهای قبل از حرکت (مشهد ۱۳۸۷ (۱))

کارهای قبل از حرکت (مشهد ۱۳۸۷ (۱))

7yqwx9k

از اواخر سال ۱۳۸۶ که تصمیم گرفته شد اردوی مشهد مقدس برگزار بشه، پیگیر کارها شدیم. به انجمن اسلامی (اون موقع هنوز کانون به طور رسمی ثبت نشده بود و مجبور بودیم با این مجموعه کار کنیم) گفتیم که این برنامه رو داریم. اونا موافقت کردن و یه مُهر انجمن اسلامی رو دادن تا ما نامه بزنیم به ادارات و کارها رو پیگیری کنیم.

اول به آموزش و پرورش نامه زدیم که قراره این اردو راه اندازی بشه و شما محلی رو توی مشهد به ما بدین و با رفتن ما موافقت کنین. آرمان رفت برای پیگیری، الحمدلله مدیر کل موافقت کردن و از قضاء معاون اجازه نمی داد! میگن شاه می بخشه و شاهزاده نمی بخشه!!! اونقدر بحث شد، آرمان می گفت: آقاجان! امضای مدیر کل پائینش خورده، قبول کن دیگه! تا آخرش نمی دونم با چه دردسری قبول کرد یا نکرد این رو آرمان بهتر میدونه.

از طرف دیگه خودم شروع کردن با بعضی از رفقای جوان مسجدی که قدرت مدیریت کاروان رو داشته باشن صحبت کردن. بعضیاشون نتونستن بیان تا آخرش زنگ زدم به یکی از دوستان که برای بعضی از برنامه های آموزشی رفته بود تهران که: میای؟ گفت: چطوریه برنامتون؟ براش توضیح دادم و خدا رو شکر قبول کرد.

از طرف دیگه گفتیم بچه ها رو چطوری ثبت نام کنیم؟ اشکال نداره، از بین بچه هایی که توی کلاس «عقاید» اومده بودن به ترتیب اونایی که کمتر غیبت داشتن و بیشتر اومده بودن نوشتیم و چند نفر رو توی ذخیره قرار دادیم. اگه یادتون باشه توی بحث از «کلاس عقاید» گفتم که چون ما توی کلاس های شیفت فرهنگیان تبلیغ کرده بودیم، کسی از شیفت عادی خبر نداشت و نمیومد کلاس. اما چون اواخر سال (فکر کنم بهمن یا اسفند ۱۳۸۶) به یکی از کلاس های اول شیفت عادی رفته بودم، بعضیاشون قرار بود توی این کلاس ها شرکت کنن. گفتیم عدالت نیست که اینا رو با کسایی مقایسه کنیم که از اول سال خبر داشتن و میومدن؛ قرار شد دو سه نفرشون رو انتخاب کنیم و بیاریم که الحمدلله انتخاب شدن و اومدن.

یادمه برای همین هم جریانی داشتیم! گفته بودم که مدیر شیفت عادی و شیفت فرهنگیان جدا بودن؛ به مدیر شیفت هادی که گفتیم همچین اردویی داره راه میفته و قراره از شیفت شما دو نفر ببریم، گفت: چرا بیشتر نمی برین؟! تو دلمون گفتیم تو این همه دردسر و مشکلات، حالا این رو چجوری جمع کنیم؟! البته ایشون آدم ملایمی بودن و بعد کمی صحبت و دلیل اوردن (خدا رو شکر) قبول کردن!

با بعضی ادارات هم صحبت کردیم که اگه میتونن کمک کننن. جالب بود، یه اداره ای که اگه حساب کنی با هزار واسطه هم کارش به کار فرهنگی نمی خوره کمک کرد ولی خیلی از ادارات فرهنگی کمک نکردن. البته کمک که به ما نبود، کمک به انجمن اسلامی بود. یه بار آرمان رفته بود به یکی از ادارات، رئیس کل نبود و معاون گفت: چی کار دارین؟ گفتم: همچین کاریه. گفت بیاین: با حالتی خاص نامه رو گرفتن و سوراخ (= نابود!) کرد! و گفت: نباید بیاین اینجا برای اینجور کمک کردن و …  . آقا بچه ها اینو فهمیدن عصبانی شدن ولی سعی کردیم جلوی خودمون رو بگیریم و بیشتر گرفتار کار باشیم چون وقتی تا عید نوروز نمونده بود.

خدا رو شکر یکی از مسئولین گفت: برای اردوی انجمن اسلامی من اتوبوس رو جور می کنم. خدا رو شکر! خدا یه وسیله ای رسوند! اینقدر هزینه اومد پائین که قرار شد از بچه ها (۱۵ هزار تومن!!!!) بگیریم و البته اگه صلاح دیدن و ۲۰ هزار تومن دادن ما قبول می کنیم!

خدا رو شکر همه کارا خوب پیش رفت تا این که مسئول انجمن اسلامی اومد و گفت چون اردو از طرف انجمن اسلامیه، باید از تمام بچه های انجمن اسلامی شهر بوشهر ببرین! آقا انگار آب سردی روی ما ریختن! این رو یادتون باشه تا بقیش رو بعد براتون تعریف کنم.

درباره‌ی آرش شادمان

همچنین ببینید

ایران؛ «شاد»‌ترین کشور دنیا یا «غمگین» ترین؟

چند وقت است که عده ای، با استناد به آماری (که معلوم نیست چقدر دقیق …

۲ نظر

  1. سلام علیکم
    خیلی قشنگ بود.آخه من خیلی کنجکاو بودم که بفهمم یه سفر زیارتی با هزینه هاش چطوری جور میشه؟
    راستی اگه ادارات کمک نکنن چه طور میشه ترتیب سفر رو داد؟

    • در حال حاضر اکثر هزینه‌ی این اردوها از طریق کمک‌های مردمی و و مقداری اندک – در بعضی موارد – از دفتر نماینده‌ی ولی فقیه در استان و امام جمعه محترم بوشهر حاصل می‌شود.

      تأکید می‌کنیم که در تشکیل و استمرار کانون هیچ وابستگی به گروه یا حزبی نداریم و معتقدیم باید زیر نظر ولایت کار کرد.

      به گفته‌ی بعضی بزرگان: «صاحب کار فرهنگی، پولش را می‌رساند».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *