خانه / دسته‌بندی نشده / ایران؛ «شاد»‌ترین کشور دنیا یا «غمگین» ترین؟

ایران؛ «شاد»‌ترین کشور دنیا یا «غمگین» ترین؟

چند وقت است که عده ای، با استناد به آماری (که معلوم نیست چقدر دقیق است) معتقدند که «ایران»، دومین کشور «غمگین» جهان است!!

ما نمی خواهیم آماری را که گفته اند، بررسی کنیم (گرچه «اشکال» های فروان بر آن وارد است)، اما توجه به چند «نکته» لازم است:

40891182349978238746234418125231231217

راه حل «شاد» کردن «مردم» این نیست که کاری کنیم که «یتیم» (در عزای «پدر»«خنده» کند! (در «عزا» باید «گریه» کرد)

متاسفانه برخی (به بهانه «شاد» کردن) می خواهند «عزا» را تبدیل «جشن» کنند!! (هر چیز باید سر جای خود باشد، در «عزا» باید «گریه» و در «جشن» باید «خنده» کرد)

اکنون اگر «فلسطین» (که این همه «کشته» می دهد) به عنوان «شاد» ترین کشور دنیا انتخاب شود، آیا «افتخار» است؟! (یا این که «ننگ» است؟!) باید «فلسطین»، «غمگین» ترین کشور دنیا باشد. (اگر غیر از این باشد، اصلا صحیح نیست)

فرضا «فلسطین» شد «غمگین» ترین کشور، آیا برای «شاد» کردن آنان، باید هر شب «کنسرت» برگزار کنیم؟!! (یا «راه حل» این است که «آمار کشته ها» را از بین ببریم؟)

کسی که (به خاطر «فشار مالی»«غمگین» است، اگر «بخندد» ولی «خنده» اش، تنها به «دلیل» یک «فیلم سینمایی» باشد، یعنی آدم «خوشحالی» شده است؟!! (یا «خوشحالی» برای او یعنی  «حل شدن مشکل مالی»؟)

متاسفانه یک عده (برای این که خودشان لذت ببرند) می خواهند بگویند: اگر هر شب «کنسرت» برگزار شد و «دختر» ها و «پسر» ها در بین همدیگر رقصید و خندیدند (و لو این که از مشکل «مسکن» و «ازدواج» و «فقر»، در حال «انفجار» هستند) کشور ما «شاد» ترین کشور دنیاست!

بنابراین اگر «ایران»، «غمگین» ترین کشور شد (یا این که «شاد» ترین کشور شد) نه «افتخار» است و نه «ذلّت». (باید دید برای چه «غمگین» یا «شاد» شده ایم؛ اگر به موقع «غمگین» شده ایم، باید «افتخار» کنیم و اگر بی جا «شاد» بوده ایم، باید «تاسف» بخوریم)

157054

البته برخی می خواهند از آب «گل آلود»، ماهی بگیرند! لذا گفته اند:

·         آماری منتشر شده است = بدون این که ببینند این «آمار» جقدر معتبر است.

·         آمار گفته است: «ایران» دومین کشور «غمگین» جهان است (پس این یعنی «فاجعه»!) = بدون این که  ببینند «علت» غمگینی «خوب» است یا «بد».

·         سپس «تقریح» های شخصی شان را به عنوان «پیشنهاد» ارائه داده اند (که اگر «کشور» ما، می خواهد «شاد» شود، باید کارهای که (به «سلیقه» ما) خوش می آید (مثل «رقص» قاطی دخترا و پسرا در «وسط شهر»!!) اجرا شود = بدون این «راه حل» شان، منطقی باشد.

labkhand

نه «شادی» به هر «قیمتی»، خوب است و نه «غم».

نه «غمگین» را به هر «قیمتی» باید «شاد» کرد و نه «شاد» را به هر شکلی باید «غمگین» نمود.

نه هر «شادی» خوب است و نه هر «غمگینی» بد!

درباره‌ی آرمان شادمان

همچنین ببینید

مسئله ای که «الاغ» فهمید!! / از تئوری «شیر» و «روباه» تا تئوری «گرگ»!

روزی یک «شیر» و یک «گرگ» و یک «روباه»، با هم به «شکار» رفتند. «گرگ» …

۴ نظر

  1. جالب بود ممنون…

  2. سلام علیکم
    خونه تکونی کردی ها!
    مبارک باشه.
    فدایی داری داااش..

  3. با تشکر از برداشت زیبای شما اما به این نکته هم توجه کنیم که اگر این آمار درست باشد که به احتمال خیلی زیاد درست هم هست، ما دچار یک جور بی معنایی و بی هدفی در زندگی شده ایم و همین مسئله از نشانه های دین سکولار است.

    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *