خانه / آخرین مطالب / نقد فیلم / هری پاتر و سبک زندگی

هری پاتر و سبک زندگی

– شخصی غذایی می‌خورد و معده‌اش مواد مفیدش را جذب و مواد مضرّش را دفع می‌کند.

– به شخصی سرم وصل می‌کنند یا آمپولی به او تزریق می‌کنند. اگر مواد آن خوب باشد اثر مفید دارد و اگر ضرر داشته باشد به آن شخص ضرر می‌رساند.

– یک کشور در همسایگی یک کشور دیگر قرار دارد و کم کم با آداب و رسوم آن کشور آشنا می‌شود و از نکات مثبت فرهنگی آن کشور استفاده و طبق شرایط خاص کشور خود «بومی‌سازی» و اجرایش می‌کند.

گاهی اوقات مردم یک کشور «با اختیار» و از روی «تحقیق» بعضی از ویژگی‌های خوب فرهنگی کشور دیگر را با رعایت شرایط کشور خود، می‌گیرند و کم کم در کشور خود اجرا می‌کنند. به این می‌گویند «تبادل فرهنگی» که خوب است.

امّا گاهی یک کشور تمام ویژگی‌های بد و مخرّب فرهنگی خود را به زور به خوردِ کشور دیگر می‌دهد و آن را بهم می‌ریزد (مثل تزریق آمپول مضرّ)؛ به این می‌گوید «تهاجم فرهنگی» که بسیار ضرر زننده است.

کشور «اندلس» (اسپانیای امروز) بسیار متمدن بود و مسلمانان در آن بسیار راحت و بی‌آزار زندگی می‌کردند. بعضی غربی‌ها پس از این‌که نتوانستند آنان را در جنگ نظامی و یا محاصره‌ی اقتصادی شکست دهند، «روابط دختر و پسر»، «شراب خواری» و «فساد» را در آن ترویج کردند و این‌گونه این کشور ضعیف شد و سپس حمله کردند و آن‌ها را شکست دادند.

یعنی با «تهاجم فرهنگی» می‌آید و «سبک زندگی» را تغییر می‌دهند و کشور را از درون پوک و سست می‌کنند.

هری پاتر و سبک زندگی

چند نکته پراکنده در مورد فیلم هری پاتر:

۱- تمام خانه‌ها و ساختمان‌ها – حتّی ساختمان دانشگاه – متناسب با فرهنگ انگلیس (تقریبا در قرن ۱۸ تا ۱۹) است که کم کم از قسمت ۴ به بعد تبدیل به یک فضای مدرن می‌شود.

۲- بیان یکی از اساتید دانشگاه به مأمور وزارتخانه که این تنبیه شما مربوط به قرون وسطی است. (مهمترین مسئله در قرون وسطی دخالت دین در امور سیاسی و غیرسیاسی و شکنجه و برخورد خشن و به دور از محبّت است؛ حال نمی‌گویند که آن دین، دین تحریف شده‌ی مسیحیت بود نه اسلام ولی مخاطب کم کم به اصل «دین» بدبین می‌شود).

۳- نماهایی از ساختمان‌ها به ویژه ساعت مشهور در لندن انگلستان و همچنین نوع کتاب‌ها و درس و اتاق‌های دانشگاه شبیه به دانشگاه‌های قدیمی انگلستان است.

۴- ویژگی‌های ظاهری پروفسور دامبلدور که شبیه به کشیش‌هاست یا هم از نظر ظاهری و هم از نظر اعتقادات (جادوگری و …) شبیه به «جان دی» است که با کمک «ادوارد کلی» مشاور ملکه الیزابت اول در انگلیس بود و او هم در دانشگاهی تدریس داشت و معتقد به جادوگری بود.

نکته: نویسنده‌ی کتاب (رولینگ) در یکی از مصاحبه‌های خود گفت «دامبلدور» همجنسباز است و به این طریق هم از یک شخصیت محبوب فیلم سوء استفاده کرد و هم – با توجه به شبهات ظاهری او با کشیش‌ها – غیرمستقیم طعنه‌ای به فسادهای اخلاقی بعضی از کشیش‌ها زد.

۵- نوع پوشش و آرایش شخصیت‌های درون فیلم (مخصوصاً خانم‌ها).

۶- نحوه‌ی برخورد با هم  و سخنان و زندگی آن‌ها.

۷- دوستی و روابط محبت‌آمیز دخترها و پسرها و عادی جلوه دادن آن.

نکته: به نظر شما با این شخصیت پردازی عجیب و ماهرانه و این همه ارتباط صمیمانه و دوستانه و عاشقانه، بیننده‌ی این فیلم خودش را راضی کند که با جنس مخالفش ارتباط نداشته باشد؟! آیا زمانی که مخاطب ببیند که به راحتی چند پسر و دختر نوجوان و جوان خلوت می‌کنند، «میل» او به او اجازه می‌دهد آرام بنشیند و به دنبال این مسائل نرود؟ (رجوع کنید به مقاله‌ی هری پاتر، حاکم عشق)

۸- اصرار و تأکید اساتید مدرسه بر مراسم رقص سنتی و ترک نکردن این سنت‌ها (ی غربی).

۹- نوع نام‌ها و ورد و ذکرهای جادویی که لاتین یا عبری (زبان یهودیان) است و حتّی فونت و نوع نوشته‌های فیلم که جلوه‌ی سنتی غربی دارند.

۱۰- شخصیت منفور و بد قسمت‌های اول که دارای عمامه‌ای شبیه به عمامه‌ی روحانیون اسلام دارد (که دشمن هری پاتر پشت عمامه‌ی او پنهان شده است): « پرفسور کوییرل که دستار مسخره ای به سر داشت »، « هری خواب دید که دستار پرفسور کوییرل را روی سرش گذاشته و دستار با او صحبت می کند، دستار به او می گفت که باید به گروه اسلیترین برود، اما هری مخالفت می کرد، و دستار سنگین و سنگین تر می شد. می خواست آن را از سرش بر دارد، اما دستار به سرش قفل شده بود، او سرش را درد می آورد »، « دستارش را نیز به گفته ی خودش [ به گفته خود کوییرل ] یک شاهزاده آفریقایی… به او هدیه داده »، « بوی سیر از دستارش به مشام می رسید ؛  دوقلو های ویزلی می گفتند، او دستارش را پر از سیر می کند ». (برگرفته از مقاله‌ی سید علیرضا واعظ موسوی،کارشناس تاریخ، دانشگاه فردوسی مشهد)

و …

نکته: حتّی دانشمندان غربی اصرار دارند نظریات قدیمی خود را حفظ کنند و برای تأیید نظر خود از میان آثار افلاطون و … مطالبی جمع می‌کنند. خیلی از شخصیت‌های آن‌ها معتقدند که ما باید تمدن گذشته‌ی خود را – با رعایت عصر مدرن – زنده کنیم.

نتیجه‌گیری: این فیلم خواسته یا ناخواسته سبک زندگی اسلامی ایرانی را مورد حمله و تغییر قرار می‌دهد و شخص کم کم به سبک زندگی غربی علاقه مند و از حتّی شکل لباس و چهره و خیابان‌های کشورش متنفر می‌شود (البته کلیّت ندارد) و باعث می‌شود زشتی ارتباط با نامحرم، رقص و امثال آن که یا از نظر شرعی و یا فرهنگی و قانونی حرام یا زشت و ممنوع است، ریخته شود و کم کم میان گروه‌های علاقه مند به این فرهنگ و آن فرهنگ تعارض و شکاف و اختلاف ایجاد شود.

درباره‌ی آرش شادمان

همچنین ببینید

نقد فیلم «نوح» (۳)

آن شخصی که از نسل قابیل است، خلق شدن همه‌ی مخلوقات را برای انسان می‌داند (نماد اومانیسم (انسان‌محوری)) ولی نوح حتّی انسان‌ها را نگهبان حیوانات دیگر می‌داند. نوح به فرزندش که یک گُل را بیجا چید گفت: این کار را نکن، آن‌ها برای خودشان هدف دارند و ما تنها از چیزهایی که به آن‌ها نیاز داریم باید استفاده کنیم. حتّی کشتن حیوان را برای خوردن گوشت خوب نمی‌داند و قوی شدن واقعی را در ارتباط با خدا (!) می‌داند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *