خانه / دسته‌بندی نشده / هری پاتر و تداعی معانی ۲

هری پاتر و تداعی معانی ۲

Harry-Potter-Prequelلطفا پیش از مطالعه‌ی این مقاله، مقاله‌ی «هری پاتر و تداعی معانی ۱» را مطالعه بفرمایید.

مورد دوم: عینک گرد هری پاتر که معمولاً شخصیت‌های یهودی از این نوع عینک استفاده می‌کنند. یا استفاده‌ی زیاد از زبان لاتین و عبری (زبان یهودیان) در بیان بعضی وِردهای جادویی.

مورد سوم: نبرد «هری پاتر» و «والدمورت» که شبیه جنگ آخرالزمانی و آرماگدونی است. گویا «هری پاتر» همان عیسای مسیح است که با «دجال» می‌جنگد و حتّی زنده شدن او، انسان را به یاد «رجعت» یا زنده شدن حضرت عیسی (ع) پس از به صلیب کشده شدن – طبق اعتقاد مسیحیان – می‌اندازد.

مورد چهارم: عمامه‌ای که در قسمت اول بر سر دشمن «هری پاتر» است که بسیار شبیه به عمامه‌ی روحانیون مسلمان است.

مورد پنجم:

در داستان گفته می شود که بیش از هزار سال پیش (! )، ۴ جادوگر بزرگ (!)، مدرسه ی جادوگری هاگوارتز را بنا می کنند و یکی از آنها پس از مدت کوتاهی به خاطر اختلافاتی، مدرسه را ترک می کند (!). و قبل از خروجش از مدرسه تالاری را در مدرسه بنا می کند و در آن هیولایی قرار می دهد و می گوید که نواده ی من می آید و منویات و خواسته های مرا دنبال می کند.

¨  اگر توجه کنیم می بینیم که گفته شده ۴ جادوگر بزرگ که یکی از آنها با بقیه مخالف بود !! این اولین جرقه ذهنی من برای رسیدن به لایه اهانت بود و بعد از آن با توجه به پایه های استدلالی دیگر و شواهد دیگری که در داستان وجود دارد ( و به آنها اشاره می کنم ) به وجود لایه ی اهانت کننده به دین اسلام پی بردم.

این چهار جادوگر نماد وقیحانه ای از چهار خلیفه راشدین اسلام  است!

این تشبیه به نوعی تشبیه دین اسلام به جادو است و چهار خلیفه راشدین، به چهار جادوگر تشبیه شده اند و این تشبیه زشت، هم می خواسته اختلاف اندازی کند و هم، در کل، اصل اسلام را باطل و جادو به حساب آورد. ( همان حرفی که اشراف جاهلی در ابتدای  بعثت، به محمد –ص- تهمت می زدند و در طول سالها و قرن های بعد هم افرادی بر آمدند که چنین ادعایی کنند. کدام ادعا؟ ادعای سحر بودن کلام پیامبر و جادوگر بودن خود پیامبر! )

¨  بنای مدرسه توسط چهار جادوگر در حدود ۱۰۰۰ سال پیش، همان بنای حکومت اسلامی است ( که بیش از هزار سال از زمان ایجاد آن می گذرد )  و ایجاد یک تالار در اعماق مدرسه ( به صورت پنهانی ) ، نشان دهنده ی تفکر و انشعاب شیعه  می باشد! که از دید دیگر خلفا باطل انگاشته شده است ( همان طور که سه جادوگر این داستان، در برابر ساخت این تالار موضع گرفتند ) . و این تصویر هم،  همین مسئله را در ذهن ایجاد می کند، که : همانطور که سه خلیفه نخستین، با امام علی (ع) مشکل داشتند، این سه جادوگر هم، با اسلیترین مشکل داشتند ؛ و این قیاس بی شرمانه به طور برنامه ریزی شده ای، در ذهن خواننده، نقش می بندد.

۲) از سوی دیگر در داستان آمده است:

جادوگر جدا شده از بقیه، گفت:  نواده ی من می آید و اهداف مرا دنبال می کند و دیدیم که ولدمورت آمد ؛ او یک دوره قدرت رانی کرد و سپس ضعیف شد و غایب شد (!) و پس از مدتی دوباره قدرت گرفت و در کنار مقبره پدرش (!) ظهور کرد (!). آن نواده کیست؟!  مهدی (عج) (پناه بر خدا)

و اگر این تشبیه زشت را، با لایه ی اولی که در ابتدای این مقاله ذکر شد، تطبیق دهیم، اثری که در ذهن خواننده ایجاد می شود این است : ولدمورت همان طور که درباره ی آن توصیف شده هم ظالم است و هم خواسته و اعمالش  همانند هیتلر (= خونریز ) است  ( خلوص خون = نژاد پرست است ). و از سوی دیگر وقتی خواننده این توصیف هایی که ما در این لایه اخیر موشکافی کردیم را در نظر می گیرد، این سه شخصیت خیالی، سیاسی، الهی را در کنار هم قرار می دهد و به عبارت دیگر این سه شخصیت را یکی می داند و به این نتیجه ی ذهنی می رسد که هر سه شخصیت یک نوع افکار و کردار  دارا هستند !! و آن شخصیت الهی یعنی امام زمان ( عج )، هم به یک شخصیت جادویی تشبیه می شود و هم به یک قاتل شناخته شده ی تاریخ!

بسیاری از مطالب این مقاله از مقاله‌ی سید علیرضا واعظ موسوی،کارشناس تاریخ، دانشگاه فردوسی مشهد گرفته شده است.

درباره‌ی آرش شادمان

همچنین ببینید

ایران؛ «شاد»‌ترین کشور دنیا یا «غمگین» ترین؟

چند وقت است که عده ای، با استناد به آماری (که معلوم نیست چقدر دقیق …

۴ نظر

  1. سلام
    به نظر میرسد که به جای نماد پژوهی بیشتر به نماد سازی پرداخته اید. لطفا دلایل این که آن ۴ جادوگر نماد ۴ خلیفه اند را بیان فرمایید.

    • علیکم سلام

      ۱- اساساً در این مقاله بحث «نماد» مطرح نیست و «نماد پژوهی» خودش یک بحث مستقل دارد که برای پرداختن به آن در این فیلم باید مقاله‌ی مستقل نوشته شود.

      ۲- در این مقاله از بحث «تداعی معانی» بهره برده شده که خود مبحثی مهم در علوم معرفت‌شناسی، منطق و روان‌شناسی است؛ یعنی «انتقال ذهن از یک مسئله به مسئله‌ی دیگر به دلیل نوعی ارتباط بین این دو» و ممکن است اساساً این دو مسئله، نمادی برای هم نباشند ولی به دلیل شباهت یا ارتباطی خاص، ذهن به محض مواجهه با یکی به دیگری منتقل می‌شود.

      ۳- در «تداعی معانی» نیاز به «دلیل» نیست. بلکه ممکن است فقط یک شباهت «ظاهری» سبب انتقال ذهن از یک مسئله به مسئله‌ی دیگر شود (که بعضی از شباهت‌ها در متن ذکر شده است). مسئله‌ی «دلیل» در امور «استدلالی» و مباحث «علمی» مطرح است، در حالی که این مقاله در حال بررسی تأثیرات «روان‌شناختی» فیلم است.

      ۴- «تداعی معانی» نسبی است. یعنی ممکن است برای یک عدّه پیش بیاید و برای عدّه‌ی دیگری پیش نیاید. یعنی ذهن بعضی از این مسئله به مسئله‌ی دیگر منتقل شود و ذهن دیگری منتقل نگردد.

      ۵- در ابتدای مقاله ذکر کردیم که (ما در این مسئله قضاوت نمی‌کنیم و فقط مواردی را – بدون تأیید یا تکذیب آن – ذکر می‌کنیم)؛ یعنی این سلسله مقالاتِ نقد فیلم «هری پاتر» بیشتر جنبه‌ی تحقیقی دارد و نظرات مختلف (و لو بنده به آن معتقد نباشم) جمع شده است تا دیگرانی که قصد تحقیق جامع دارند، زودتر به نظرات مختلف دسترسی پیدا کنند.

      از نظرتان متشکریم.

  2. اقا آرش من شما رو میشناسم….
    ولی فکر نمی کنین یه کم دارین تند می رین…از این حرفا زیاده…نمیشه گفت که نیست هم…ولی تعادل جایگاه والا تری برای خدا داره…
    مسلمان باید پی جور اینجور اشاره ها هم باشه…باید در روز و ثانیه زندگی که…باید بروز باشه…و از اینجور مسائل غافل نشه ولی بازم…تعادل هنر قشنگ تری نسبت به بقیه کاراست…
    مطالب بسیار زیبا و خوبی دارین…کاش همه مثل شما بودن..مشکل ما همینه که بچه مسلمونا یه کم از این جور بحث ها جدا شدن و به مراسم عزاداری و هیت می پردازن..البته اون ها هم جای خودشون رو دارنو کسی منکر ارزش ها و آرمان های مقدس دین مبین ما نیست…ولی این جور فضا ها هم باید بیشتر بشه…

    پیشاپیش محرم رو تسلیت می گم…موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *