خانه / آخرین مطالب / نقد فیلم / نقد فیلم «نوح» (۳)

نقد فیلم «نوح» (۳)

14-2-20-1931Noah Anthony Hopkinsپیش از مقایسه‌ی فیلم نوح با تفکّر صحیح دینی و واقعیّت‌های موجود در جهان، چند مقدمه باید بیان شود:

۱- اگر باطل به صورت واضح مشخص شود، کسی به دنبال آن نمی‌رود ولی اگر با حق مخلوط شود – چون عدّه‌ای فریب می‌خورند – مقداری طرفدار پیدا می‌کند. هر چقدر حق بیشتری با باطل مخلوط شود، تشخیص سخت‌تر می‌شود و کار ما باید این باشد که تنها حق را از باطل جدا کنیم. (خطبه‌ی ۵۰ نهج‌البلاغه: « فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ» ( اگر باطل از آمیزش با حق خالص مى‏شد راه بر حق جویان پوشیده نمى‏ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى‏گشت زبان دشمنان یاوه گو از آن قطع مى‏گشت.)).

۲- اگر کسی نسبت به چیزی میل داشته باشد، چشم و گوشش نسبت به خوب یا بد بودن آن بسته می‌شود (بحار الانوار ج۷۴ ص۱۶۵: « حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم‏» (دوست داشتن تو چیزی را، تو را کَر و کور می‌کند)) و اگر نسبت به چیزی تنفر داشته باشیم – گاهی حتّی اگر حق باشد – از آن روی برمی‌گردانیم و دنبالش نمی‌رویم.

۳- کار هنر – خصوصاً صنعت سینما – این است که یک محتوا را – چه خوب و چه بد – به صورت زیبا یا به صورت زشت نشان می‌دهد؛ به گونه‌ای که مشاهده‌کننده به آن مایل یا متنفر می‌شود.

نکته: در این فیلم هم تلاش شده است با استفاده از تکنیک‌های مختلف، مفهوم باطل خودش را در کنار مفاهیم حق دیگر پنهان کرده و در پوششی فوق‌العاده تأثیرگذار و عاطفی منتقل کند.

 

 

 

 

 

مقایسه:

۱- در این فیلم بیان می‌شود که دنیای دیگری وجود دارد و زندگی واقعی آن‌جاست (مخصوصاً در لحظه‌ی خداحافظی فرزند نوح با مادرش در کشتی) ولی چنان نسبت به هم ابراز محبّت می‌کنند که «زندگی لذّت‌بخش و اصلی» را با عاطفه در این دنیا معرفی می‌کند. خصوصاً این که همسر نوح به نوح می‌گوید «من خواستم به ما و فرزندانمان، فرزندی بدهد، آینده‌ای بدهد و …». یعنی مخلوط کردن حق (آخرت‌طلبی) و باطل (میل شدید و بیش از حد به زندگی کردن در دنیا).

۲- آن شخصی که از نسل قابیل است، خلق شدن همه‌ی مخلوقات را برای انسان می‌داند (نماد اومانیسم (انسان‌محوری)) ولی نوح حتّی انسان‌ها را نگهبان حیوانات دیگر می‌داند. نوح به فرزندش که یک گُل را بیجا چید گفت: این کار را نکن، آن‌ها برای خودشان هدف دارند و ما تنها از چیزهایی که به آن‌ها نیاز داریم باید استفاده کنیم. حتّی کشتن حیوان را برای خوردن گوشت خوب نمی‌داند و قوی شدن واقعی را در ارتباط با خدا (!) می‌داند.

در صورتی که نظر صحیح این است که خداوند همه‌ی موجودات را برای انسان آفریده است و انسان در صورتی که افراط نکند می‌تواند به اندازه‌ی نیاز از موارد حلال استفاده کند ولی انسان را هم برای سلطنت خودش و پیروی از هوای نفس نیافریده، بلکه او را برای «عبد خدا» بودن آفرده است.

به همین دلیل، بیان این‌که «خالق، دنیای بدون انسان می‌خواهد» نیز از اساس غلط است.

۳- این که چه کسی از نسل چه کسی است، تأثیر در روحیات به صورت اندک دارد ولی اختیار انسان را از بین نمی‌برد. این‌چنین نیست که اگر کسی از نسل قابیل باشد، حتماً باید جنایت‌کار بار بیاید.

۴- اساساً فرشتگان اختیار ندارند و نمی‌توانند خلاف امر خداوند کاری را انجام دهند. پس «نگهبانان» چگونه مخالفت با خدا کردند؟

۵- این که تصور شود انسان باید به علّت تغییری که در زمین به وجود آورده است، عذاب شود صحیح نیست. انسان اگر در راستای «عبد» بودن و بندگی خدا تغییر ایجاد کند، مانعی ندارد بلکه خوب است و اگر در راه گناه تغییر ایجاد کنند، به علّت «گناه» باعث خشم خدا می‌شوند. از آن بدتر این است که «حیوانات» را – چون در دنیا مانند زندگی کردن در بهشت زندگی می‌کنند – بی‌گناه بدانیم. چون حیوانات اصلاً اختیار ندارد و گناه نمی‌کنند.

۶- تصور اولیّه نوح غلط بود که «علاقه‌ی به فرزند»، «میل به ازدواج»، «خوش بودن یک کودک در هنگام بازی کردن» و … یعنی «شر» بود.

۷- از مورد قبلی بدتر این است که نظر نوح تغییر می‌کند و گویا اساساً این پیامبر معصوم نیست و خطای بسیار جدّی و فاحشی می‌کند.

 

04-noah-animals

 

۸- سنگدل نشان دادن پیامبران که نماد رحمت و خوش‌قلبی و عاطفه بوند. مخصوصاً استفاده‌ی خانواده‌ی نوح از تعابیری عاطفی چون «زیبا هستند»، «گریه می‌کنند» در حالی که نوح قصد کشتن آن‌ها را دارد.

۹- مأموریت الهی را در مقابل عاطفه و عشق قرار دادن و گفتن این‌که «ما در حال آزمایش هستیم». لحظه‌ی حمله کردن نوح به نوه‌هایش برای کشتن آن‌ها، ذهن را به یاد حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در جریان ذبح حضرت اسماعیل (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) می‌اندازد که گویا پیامبران هیچ‌گونه عاطفه‌ای نداشتند و – نعوذ بالله – خدای متعال اصلاً توجّهی به این حالات ندارد و تَر و خشک را با هم می‌سوزاند. این چنین است که کلمات «آزمایش»، «امتحان الهی»، «مأموریت الهی»، «رسالت» و … را در ذهن مخاطب به کلمات زشت و ضد ارزش تبدیل می‌کند.

۱۰- صحنه‌پردازی به شکلی است که مخاطب این مأموریت خداوند را بی‌عدالتی و خلاف محبّت و عشق و عاطفه می‌داند و تأکید نوح بر این که این کار «عدالت» است باعث می‌شود کم کم مخاطب طرفدار «نسبی‌گرایی مفهوم «عدالت» و «حق»» شود.

توضیح: عدّه‌ای معتقدند همان‌گونه که «راست» و «چپ» با تغییر مکان یک شخص تغییر می‌کند، «عدالت» هم تغییر می‌کند! یعنی «عدالت» یک چیز ثابتی نیست؛ بلکه هر کس با توجّه به خودش می‌گوید فلان چیز عدل و فلان چیز دیگر ظلم است! (مثلاً حاکم به دلیل حاکم بودن می‌گوید ظلم خوب است و مظلوم به علّت مظلوم بودن می‌گوید «عدالت» خوب است و اگر جابجا شوند، نظر تغییر می‌کند! در صورتی که نظر صحیح این است که «عدالت» یعنی هر چیزی را جای خودش گذاشت و یک امر ثابت است. (رجوع کنید به کتاب‌های فلسفه‌ی حقوق).

وقتی مشاهده‌کننده‌ی تحت تأثیر قرار گرفته‌ی اشک‌های خانواده‌ی نوح از کار نوح عصبانی می‌شود و می‌شنود که نوح می‌گوید «عدالت»، در دلش می‌گوید «این کار از دید نوح عدالت است، در صورتی که از نظر آن دختر، نکشتن فرزندانش عدالت است؛ پس عدالت یک چیز نیست. هر کسی برای خودش عدالتی دارد و …» یعنی این تفکّر بر اساس علم و مطالعه ایجاد نمی‌شود، بلکه بر اساس احساسات و خشم و عاطفه‌ ایجاد می‌شود. خشم و عاطفه‌ای که فیلم ایجاد کرده است.

۱۱- این‌که «آفرینش امن و زیبا و بدون مزاحم می‌ماند» نیز غلط است. زیرا بیان شد که اساس دنیا بر تعارضاتی است که برای آزمایش انسان به پا شده است. آری، اگر تمام انسان‌ها بنا بر خوب بودن بگذارند و حقوق همدیگر را حفظ کنند، تعارضی میان انسان‌ها پیش نمی‌آید ولی تجربه نشان داده همه‌ی اشخاص این‌چنین نیستند.

۱۲- تعبیر این‌که «خداوند ما را شبیه و به تمثال خودش آفرید» نیز غلط است. (۱۱ شوری: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ» (هیچ چیزی شبیه به خدا نیست)).

۱۳- نوح هیچ‌وقت مردم را به دینی دعوت نکرده و امر و نهی نمی‌کند. مردم را از عذاب و توبه کردن آگاه نمی‌کند و اساساً گناه مردم مشخص نمی‌شود. در صورتی که تا اتمام حجّت نشده و برای مردم معلوم نگردیده، نمی‌توان مردم را عذاب داد.

۱۴- از انگور شراب ساختن (در آخر فیلم) و تابع میل و هوای نفس بودن برای نوح مطرح می‌شود.

۱۵- استفاده از پوست ماری که آدم و حوا را فریب داد به طور مرموزی برای انتقال نبوّت از پدر نوح و خودِ نوح نشان داده می‌شود.

۱۶- به زبانِ بی‌زبانی فرضیه‌ی داروین – که تا به حال به صورت قطعی و مسلّم در مجامع علمی جهان با اصول منطقی اثبات نشده است – در مورد این‌که حیوانات با جهش از نسل یکدیگر هستند و آفرینش جداگانه‌ای نسبت به هم ندارند بیان می‌شود.

 

 

noah-the-movie

 

مهمترین پیام فیلم: مهمترین انحراف

ارتباط با خدا یعنی تسلیم امر خدا بودن باعث رشد انسان می‌شود که هم عبادت شخصی است و هم تنظیم ارتباط با دیگران بر اساس آن چیزی که خدا می‌خواهد. چون خدا خالق انسان است و عادل و حکیم است، «بدِ» انسان را نمی‌خواهد و به انسان ظلم نمی‌کند.

به نظر می‌رسد تمام هدف فیلم این است که هدف از برانگیخته شدن نوح، «عشق» و «محبّت» است به فرزندان و همسر. در صورتی که گاهی همین محبّت باعث گمراهی می‌شود (مثل کسانی که از روی علاقه به همسر به صحرای کربلا برای یاری امام حسین (ع) نیامدند). در صورتی که بیشترین علاقه را باید به خدا داشت و اگر به همسر هم به صورت خدایی محبّت کنی، آن موقع می‌شود عبادت. یعنی محور می‌شود دوست داشتن خدا و در طول آن و در راستای آن به دیگران محبّت می‌کنیم.

تأکید فیلم روی کلمات «خوب»، «بد»، «عدالت» و … است و همه‌ی کلمات را در بین فیلم و در آخر چنین معنا می‌کند «دوست داشتن، عشق، ترحّم» که همه‌ی آن‌ها در مورد همسر، فرزندان و … باشد.

این که حتّی کار نوح پس از رسیدن به ساحل که برای پشیمانی از عمل نکردن به امر خدا و تنهاییش غلط است و گویا به بیننده گفته می‌شود «ارتباط با خداوند هم به صورت عبادت شخصی نیاز نیست و تنها «عشق به همنوع» و …».

در یک کلام آن چیزی که این فیلم القاء می‌کند، «دوست داشتن» دیگران در «دنیا» است. در صورتی که حدیث: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَه» (دوست داشتن دنیا، ریشه‌ی همه‌ی خطاها و گناهان است (بحارالانوار، ج۵۱ ص۲۵۸)). یعنی در نتیجه، دوست داشتن «آخرت» و برای «آخرت» کار کردن و دنیا را مقدمه‌ی آخرت دیدن، که برای رشد ما ضروری است را در دلمان نابود می‌کند.

در صورتی که (۱۶۵ بقره: «وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏» (کسانی که ایمان آوردند، بیشترین محبت و علاقه را به خداوند دارند)).

و در صورتی که در مقالات قبل بیان شد که گاهی خداوند ما را با همین «دوست‌داشتنی» ها آزمایش می‌کند که ببیند این‌ها در جهت خداست یا در مقابل خداست.

درباره‌ی آرش شادمان

همچنین ببینید

نقد فیلم «نوح» (۲)

برای به «کمال» و «رشد» رسیدن باید با خواهش‌های نفسانی و هوای نفس مبارزه کرد و عبد خدا شد تا در دنیای دیگر، به زندگی و لذّت واقعی رسید. عبد بودن یعنی تسلیم فرمان خدا بودن. پس عبادت تنها به غارنشینی و روزه گرفتن نیست، بلکه گاهی به محبّت کردن به همسر و پدر و مادر است. دین‌داری تعارضی با عواطف ندارد، بلکه خالق این عواطف ما را بهتر می‌شناسد و آن‌ها را تعطیل نمی‌کند، بلکه تنها به آن‌ها جهت می‌دهد تا ما رشد کنیم.

۴ نظر

  1. سلام من این فیلم رو دیدم پر از تحریف واقعیاته و اصلا ذره ای حقیقت در اون نیست ولی این رو ما مسلمونا میفهمیم ولی از ادیان دیگه این رو نمیفهمن و وقتی از قران براشون نقل بشه اون رو نمیپذیرند اینم از اثار پنهان این فیلم ها
    من فیلم هجرت:خدایان و پادشاهان رو هم دیدم این فیلم در مورد حضرت موسی ساخته شده و خیلی مختصر بگم توی اون کمتر تحریف واقعیات بوده ولی یک چیز بزرگ تو این فیلم پنهان شده اونم غرق شدن فرعون هستش چون اخر این فیلم فرعون رو نشون میده که لب دریا ایستاده و هنوز زندست

  2. ممنون از زحمات شما ، موفق باشید.

  3. سلام
    نقد خوبی بود ولی به نظرم به اندازه ی کافی روی نقد کار نشده بود و نقد و بررسی خیلی پُخته ای نبود
    می تونست خیلی بهتر و به صورت دقیق تر باشه یا مثلاً با گذاشتن عکس های مختلف قسمتی که راجع بهش صحبت میشه بهتر به خواننده رسوند مطلب رو .
    امیدوارم برای کار های بعدی بهتر و پُخته تر عمل بشه
    یا علی …

    • با سلام و تشکر
      ۱- شاید عجله در نگارش این مقاله باعث چنین ضعفی شده
      ۲- یا شاید از خودِ فیلم خیلی توقع بالایی دارین (!!!) که انتظار نقدش خیلی پُخته و دقیق باشه (شوخی)
      ۳- البته معمولاً تعداد زیادی از دوستان از نوعِ نقد کردن ما انتقاد می‌کنن و علّتش رو از کلامشون این‌جوری فهمیدیم که: چون ما به مسائل طبیعی صحنه و از جلوه‌های ویژه و جزئیات سکانس‌ها و شخصیت‌ها کمتر صحبت می‌کنیم – چیزی که امروزه در نقد فیلم‌ها زیاد دیده میشه و مردم معمولاً از نقد کننده‌ها این مدل نقد کردن رو انتظار دارن – ولی ما بیشتر به مباحث مبنایی و ریشه‌ای و اهداف و آثار فکری فیلم می‌پردازیم.
      اگر دقت کرده باشید، تقریباً تمام بندهای نقد این فیلم، به مباحث «اعتقادی» پرداخته شده، نه مسائل ظاهری و هنری.
      برداشت بنده‌ی حقیر اینه که هالیوود و جریان مافیایی صنعتی سینمای سلطه، داره از طریق فیلم به مردم دنیا «مبنای فکری» میده تا بر اساس اون «فکر» و در مرحله‌ی بعد «عمل» کنه؛ لذا نقدهامون رو بر اساس این مسئله تنظیم می‌کنیم و جزئیات رو به کسانی که در این زمینه واردتر هستن می‌سپاریم.
      اگه مقدوره موارد ضعف مقاله را متذکر بشید، متشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *