خانه / آخرین مطالب / کارواش تاریخ ۱: نمونه ای از «تحریف شخصیت» ها در «تاریخ»: از حضرت ابراهیمی که «بت شکن» بود تا حضرت ابراهیمی که «مورد حمایت بت پرست ها» شد/ «بت پرست» ها چگونه «شخصیت ابراهیم (ع)» را «تحریف» کردند

کارواش تاریخ ۱: نمونه ای از «تحریف شخصیت» ها در «تاریخ»: از حضرت ابراهیمی که «بت شکن» بود تا حضرت ابراهیمی که «مورد حمایت بت پرست ها» شد/ «بت پرست» ها چگونه «شخصیت ابراهیم (ع)» را «تحریف» کردند

«عمرو بن لُحَیّ» (رئیس «مکّه») به «شام» [۱]سفر کرده و قبیله‌ ای از «عرب ها» را دید که «بت» می پرستیدند. او نیز تحت تاثیر آنان قرار گرفت و هنگام برگشت، بتی را (به نام «هُبَل») به «مکّه» آورد. از این جا به بعد بود که مردم «مکّه» به «بت پرستی» روی آوردند.[۲]

 

کسی در «مکّه» زندگی نمی کرد. (زیرا بی «آب» و «علف» بود) حضرت «ابراهیم» (ع) از طرف «خدا» مامور شد تا «زن» و «فرزندِ» خود را (یعنی «هاجر» و «اسماعیل») در آن جا بگذارد و خودش برگردد.

مدتی گذشت و «اسماعیل» (که «نوزاد» بود) «تشنه» شد. «هاجر» چند مرتبه به «اطراف» دوید تا «آب» پیدا کند. ولی چیزی به دست نیاورد.

در نهایت «چشمه‌ ی زمزم» (به «عنایت خدا») زیر پای «اسماعیل» جوشش کرد. «پرنده» ها – با دیدن «آب» در این منطقه – آرام آرام در آن جا رفت و آمد کردند.

قبیله‌ی «جُرْهُم» (که همان «اطراف» زندگی می کرد) نیز با دیدن «رفت و آمد پرندگان»، متوجه شدند که «آب» در این نزدیکی ها وجود دارد. پس از جست و جو، در کنار «اسماعیل» و «هاجر» آمدند و همان جا «سکونت» کردند.

بعد ها نیز حضرت «اسماعیل» با همین «قبیله» (جُرْهُم) «ازدواج» کرد و کم کم «مکّه» به یک «شهر جدید» تبدیل شد.

مردم «مکّه» (که از حضرت «اسماعیل» و «ابراهیم» پیروی می کردند) همگی «خدا پرست» بودند. حتّی کار هایی مثل «حجّ» (که توسط حضرت «ابراهیم» بیان شده بود) انجام می دادند. اما همین «مردم»، «بت پرست» شدند.

علت «بت پرستی» آنان را (در ابتدای «متن») توضیح دادیم! «عمرو بن لُحَیّ» (که اصالتا اهل «مکّه» نبود) رئیس «مکّه» شد. او سفری به «شام» کرد و تحت تاثیر «فرهنگ» آنان قرار گرفت. وقتی به «مکّه» آمد، تصمیم گرفت تا «فرهنگ شام» را به «مکّه» بیاورد. یعنی فقط «خدا» را نپرستند، بلکه در کنار «خدا»، «بت» ها را نیز بپرستند. (که به آن «فرهنگ»، «شرک» می گفتند)[۳]

اما «عمرو بن لُحَیّ» کار سختی را در پیش داشت! زیرا «مردم مکّه»، به حضرت «ابراهیم» (ع) علاقه‌ی خاصی داشتند. حضرت ابراهیمی که به شدّت با «بت پرستی» مخالف بود. (تا جایی که «بت ها» را نیز شکانده بود!)

برای همین، «عمرو بن لُحَیّ» ۲ راه داشت: یا باید حضرت «ابراهیم» را زیر سوال می برد (که امکان نداشت! زیرا علاقه‌ی «مردم مکه» به حضرت «ابراهیم» فوق العاده بود)

و یا این که حضرت «ابراهیم» را قبول کند ولی چهره‌ی او را «تغییر» دهد! سرانجام همین «گزینه» را انتخاب نمود و توانست «مردم مکّه» را «بت پرست» نماید! (و «بت پرستی» آن قدر پیشرفت کرد که در «کعبه»، ۳۶۰ «بت» وجود داشت![۴])

جالب این است که هنگامی که بین «بت پرست» ها و «یکتا پرست» ها بحث می شد، «بت پرست» ها می گفتند: ما هم حضرت «ابراهیم» را قبول داریم!!!

لذا «قرآن» در چند «آیه» با این «تحریف» مبارزه می کند و می گوید: حضرت «ابراهیم»، مشرک نبود!![۵] (در حالی که این مسئله، بسیار «واضح» بود)

این مسئله در «تاریخ» بسیار «عجیب»«خطرناک») است! یعنی می توان کار را به جایی رساند که همگان، به «نام ابراهیم» احترام بگذارند ولی در «عمل»، ضد او باشند!

لذا (برای «مبارزه با دین») همیشه به دنبال «حذف دین» نیستند، بلکه گاهی «نام» دین را نگه می دارند ولی «محتوای» آن را «خالی» می کنند!

 

«مردم» ما نیز به «امام خمینی» (ره) علاقه‌ی عجیبی دارند. بنابراین «حذف امام خمینی» از «اعتقاد مردم»، کار بسیار سختی (اگر نگوییم «محال») است.

در نتیجه (به جای «حذف») می خواهند «نام امام خمینی» باشد ولی «راه امام خمینی» نباشد. (چیزی که «امام خامنه ای» (در «سالگرد رحلت امام خمینی») به آن اشاره کرد.)

این جاست که منتشر کردن «نام» و «عکس امام خمینی» (لازم است ولی) «کافی» نیست! باید «راه امام خمینی» (ره) انتشار یابد.

 

 

[۱] که به کشور های «سوریه»، «لبنان»، «فلسطین» و «اردن» فعلی می گفتند.

[۲] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۲، ص ۱۸۸، ۱۴۰۷، بیروت: دار الفکر.

[۳] اکثر «مردم مکه» تبدیل به «مشرک» شدند(نه «کافر») زیرا «کافر» را به کسی می گویند که اصلا «خدا» را قبول ندارد. اما «مشرک» را به کسی می گویند که «خدا» را قبول دارد،‌اما در کنار «خدا»، شریک قرار می دهد. برای همین بود که در «آیات قرآن»، وقتی از «مشرکین» می پرسید: «زمین» و «آسمان» را چه کسی آفریده است؟ جواب می دادند: «خداوند»! (بنابراین «خدا» را قبول داشتند)

[۴] ر.ک: تفسیر نمونه، ذیل آیه ۵ از سوره «ص».

[۵] وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِین‏؛ آیات ۹۵ از «آل عمران»، ۱۶۱ از «انعام»، ۱۲۴ از «نحل»، ۱۳۵ از «بقره» و … . این همه «آیه»، نشان می دهد که چقدر «چهره‌ی حضرت ابراهیم» را تغییر داده بودند.

درباره‌ی آرمان شادمان

همچنین ببینید

چه کسی مخالف «شادی مردم» است؟!!

  من معتقدم که امثال #کیومرث_پوراحمد واقعا #هنرمند هستن؛ واقعا #هنر میخواد که یه زمان …

۲ نظر

  1. ممنون،راهگشا بود

  2. یعنی امام خمینی رو فقط خودتون باید تفسیر کنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *