خانه / آخرین مطالب / گفتمان جهاد فرهنگی / جلسه‌ی دوم: مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی
آدمک 9

جلسه‌ی دوم: مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی

n00474715-b

 

 

mp3

..:: دریافت صوت (۱۶ دقیقه) :..

 

  • قصد داریم یک اردوی فرهنگی به مشهد مقدّس برویم؛ ممکن است اختلاف شود که با قطار برویم یا با هواپیما یا با اتوبوس، آن‌جا رسیدیم، در حسینیه‌ای ساکن شویم یا در خانه یا در هتل؟ و امثال این اختلافات.
  • در خانه‌ای مرد می‌خواهد ماشینی بخرد. همسرش نیز اصلِ خریدن ماشین را قبول دارد ولی در رنگ ماشین اختلاف دارند که این ماشین چه رنگی باشد؟
  • پدر و مادر و فرزندان احساس نیاز می‌کنند که باید مبل برای خانه بخرند. مبل را خریدند ولی در این‌که کجای خانه بگذارند اختلاف پیدا کردند.
  • در موارد بالا، اختلاف در مسائل اساسی نبود – مثل مقصد حرکت کاروان، اصلِ خرید ماشین و اصلِ خریدن مبل – ولی در مسائلی که مربوط به «سلیقه» می‌شد اختلاف بود.
  • اختلاف در «سلیقه» و حتّی مسائل غیر سلیقگی ولی «روبنایی» مشکلی ندارد و طبیعی است؛ ولی اختلاف نظر در مسائل «مبنایی» و «ریشه‌ای» بد است و باید حل شود.
  • راه حل شدن اختلاف مبنا در کارهای فرهنگی این است که اشخاصی که با هم در یک مجموعه در حال فعّالیّت و جهاد فرهنگی هستند، «مبانی» خود را یکی کنند (وحدت در مبانی).
  • آن مبنای واحد در یک کروه جهادگر در مسائل فرهنگی باید «نظرات دین مبین اسلام» باشد.
  • دو نوع اختلاف مبنا وجود دارد: ۱- اختلاف در تصور/ ۲- اختلاف در قوانین ریشه‌ای و اصلی
  • گاهی اختلاف نگاه و تصور نسبت یه یک مفهوم باعث اختلاف در مبنا و در نتیجه سایر مسائل فرهنگی می‌شود.
  • اختلاف تصور همان چیزی است که برای رفع آن، معمولاً در اول هر بخش از کتاب‌های درسی، مفاهیم آن را تعریف می‌کنند. مثلاً می‌گویند «سبزینه» چیست؟ تعریف «نهاد» های اجتماعی فلان است.
  • در متدولوژی علوم به این تصورات اصطلاحاً می‌گویند «مبادی تصوری».
  • مثلاً یک گروه نگاهشان به «هنر» این است چیزی است که همیشه با فساد همراه است، لذا می‌گویند با «هنر» نمی‌شود کار دینی و تبلیغی کرد. یا عدّه‌ای تصورشان به هنر این است که «مقدّس» است و هر چه باشد نباید جلوی آن را گرفت و بدگویی کرد. ولی عدّه‌ای معتقدند که «هنر» یک قالب است که هر نوع مفهوم خوب یا بدی را می‌تواند به شکل زیبا یا زشت منتقل کند. این گروه‌های مختلف اگر تصورشان از هنر تغییر کند، مبناهایشان هم تغییر می‌کند.
  • عدّه‌ای «زهد» را این‌چنین تعریف می‌کنند: «ترک دنیا» لذا ممکن است غار نشین شوند تا عبادت کنند. امّا اگر تصور صحیحی از زهد داشته باشیم – دل نبستن به دنیا – می‌توانیم از نعمت‌های حلال دنیایی به شکل صحیح استفاده کنیم ولی دل به آن نبندیم.
  • استفاده از مفاهیم مرتبط با علوم تجربی و صنعتی بسیار ساده‌تر از مفاهیم علوم انسانی است، چون مثلاً تا می‌گوییم «کبد» یا «رگ» همه منظور ما را متوجه می‌شوند ولی زمانی که می‌گوییم «آزادی» هر کسی ممکن است یک تعریف جداگانه‌ای از آن داشته باشید (مثلاً بی‌بند و باری یا آزادی بیان یا آزادی انتقاد و …).
  • مباحث فرهنگی از مفاهیم علوم انسانی هستند؛ پس در کار فرهنگی، هر مفهومی را که به کار می‌بریم، ابتدا باید تعریف کنیم تا شخص مقابل چیز دیگری را تصور نکند.
  • اختلاف تصور آثاری دارد؛ مثلاً اگر نگاهمان به انسان این باشد که «حیوان پیشرفته» است، در روان‌شناسی می‌گوییم همه‌چیز غریزه‌ی جنسی است، در زندگی شخصی می‌گوییم برو و لذت ببر، در اقتصاد می‌گوییم از هر راهی – و لو «ربا» – برو و درآمد داشته باشد، در سیاست باید مهمترین مسئله، «امنیت» باشد – چون همه مثل حیوان ممکن است به جان هم بیفتند – و در سیاست خارجه هر دادنی، گرفتنی دارد.
  • امّا اگر نگاهمان به انسان این باشد که «عبد خدا»ست، در زندگی شخصی باید به دنبال رضایت خدا باشد، در روان‌شناسی خدا تعیین می‌کند نیازهای ما چیست، در اقتصاد از هر راهی نمی‌توان درآمد داشت و حتّی از درآمد باید خمس و زکات را جدا کرد (آباد کردن دنیا و آخرت)، در سیاست مهمترین مسئله فرهنگ است و در سیاست خارجه هر چه تکلیف باشد – حتّی کمک بدون گرفتن چیزی به فلسطین و لبنان – باید انجام داد.
  • دومین دسته از اختلاف مبناها بر می‌گردد به اختلاف در قوانین اصلی و ریشه‌ای؛ هر کسی در فکر خودش یک دسته اصولی دارد که بر اساس آن می‌اندیشد (حتّی اگر خودش متوجه نباشد).
  • مثلاً دکتری که با دیدن علائم بیماری پی به بیماری می‌برد معتقد است به «قانون علیّت» – حتّی اگر تا حالا اسمش را نشنیده باشد – و بچه‌ای که یک بار به او می‌گویند برایش عروسک خریده‌اند و چند دقیقه بعد می‌گویند نخریده‌اند، شروع می‌کند به اعتراض کردن که آخر چه شد؟ او معتقد به این است که دو صحبت متضاد با هم جمع نمی‌شوند و هر دو صادق نیست (قانون محال بودن اجتماع دو ضد و نقیض).
  • به این قوانین اصطلاحاً در علوم عقلی می‌گوید «مبادی تصدیقی».
  • سایر اعتقادات و افکار ما بر اساس این مبانی شکل می‌گیرد – «خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج» – و ممکن است کسی به مبانی غلط عادت کند و در آینده مبانی صحیح را نپذیرید، مثلاً کسی که از کودکی پذیرفته که دو دو تا می‌شود پنج‌تا و حالا هر چه به او می‌گویند می‌شود چهارتا قبول نمی‌کند.

از الآن باید مبانی فرهنگی خود را بر اساس اسلام شکل بدهیم و راهش رجوع به اسلام‌شناس است؛ لذا امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) در دیدار با رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ۲۵/۶/۸۹ فرمودند: ما اگر چنانچه به دستگاه‌های تبلیغاتیمان اعتراض میکنیم، میبینیم اینها گاهی اوقات به خاطر اعتراض و تشری که ما میزنیم، یک حرکتی دینی هم انجام میدهند، بد از آب در می‌آید؛ یک کاری هم انجام میدهند، محتواش خراب در می‌آید، این به خاطر این است که اشراف علمی که فقط مختص روحانیت است در این مورد، وجود ندارد.

درباره‌ی shagerd

همچنین ببینید

ایمان رسانه ای – تقوای جنگ نرم – نفاق سایبری

امام خامنه ای فرمایشی را در مورد نیاز جهاد فرهنگی در فضای مجازی و سایبری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *