خانه / آخرین مطالب / عمومی / اجتماعی / چادر فرماندهی جنگ نرم کجاست؟ | راهبرد تغییر «دفاع» به «حمله» در تهاجم فرهنگی

چادر فرماندهی جنگ نرم کجاست؟ | راهبرد تغییر «دفاع» به «حمله» در تهاجم فرهنگی

– پوشش زنان جامعه بد شده است؛ کسی نیست جواب دهد چرا در دوره ی رضا خان که به زور از سر زنان چادر می کشیدند، زنان حاضر به بی حجابی نشدند (با اجبار) ولی الآن که قانون می گوید حجاب الزامی است، تعدادی از بانوان توجه نمی کنند و پوشش بدی دارند.

– پدر و مادر = مذهبی، از صبح تا شب یا در مسجد و یا در هیئت؛ ولی اتاق فرزند پُر از پوستر بازیگران خارجی. گوشی پسرشان فضای خالی ندارد؛ چون پُر است از آهنگ های خوانندگان آمریکایی و اروپایی.

– همکلاسی های من معمولاً شب تا دیر وقت بیدارند. علّتش معلوم است = فیلم های هالیوودی جذاب است!

– سه ساعت گرفتار بودم تا برای رفیقم ثابت کنم باید برای ۲۲ بهمن در تظاهرات شرکت کنیم؛ قبول نمی کرد. تا این که گفتم ولی فقیه امر کرده …، بحث بدتر شد و به فتنه ۸۸ رسید. گفت: در اغتشاشات – البته به بیان او: تظاهرات! – سال ۸۸ حضور داشته است.

– توجه کردید هر چه در سوریه و عراق تکفیری می کشند تمام نمی شود؟ چند هزار نفر از کشورهای اروپایی و از چچن روسیه و … آمده اند. مدّت ها با شبکه های ماهوره ای و سایت ها و …، بقیه را وهابی کردند و حالا نوبت جمع کردن آن ها برای حفاظت از اسرائیل و جنگ با سوریه و عراق و حزب الله است!

– گرفتن وام و سودهایش و … کلّاً بانک داری افتضاح است، می گویند: اسلامی نیست. جرأت رفتن به سینما نداریم، می ترسیم بچه مان بد تربیت شود، می گویند: اسلامی نیست. خیلی فقیر داریم، چرا اقتصاد وضعش خوب نشده است، می گویند: اسلامی نیست. آقا، در به در به دنبال مدرسه ی غیر انتفایی مذهبی می گردم، چرا کلّ آموزش و پرورش و سایر مدارس در تربیت بچه ها موفق نیست؟ می گویند: چون اسلامی نیست! پس فرق جمهوری اسلامی با حکومت شاهنشاهی و دولت های غربی چیست؟

و …

 

۱- همه ی موارد بالا را زیر یک چتر جمع می کنند: «جنگ نرم» یا «تهاجم فرهنگی». امّا وقتی صحبت از مقابله و کار فرهنگی می شود، معمولاً چه کارهایی صورت می گیرد؟ کارهایی مثل: ساخت و پخش کلیپ های مختلف، برگزاری مراسم مذهبی، زدن پوستر و بنر در سطح شهر، سیاهپوشی و چراغانی و …  .

۲- گاهی اوقات باران شدیدی که می بارد، تمام کوچه ها پُر از آب می شود. یک شخص می گوید: باید سیستم فاضلاب شهر را درست کنیم تا این وضع پیش نیاید. همکارش جواب می دهد: درست است؛ امّا آن کار، کاری بلند مدّت است. فکری به حال الآن باید کرد تا حداقل بتوانیم از محلّ کار به خانه برویم! (کار کوتاه مدّت). تمام کارهای فرهنگی بالا، صحیح و خوب و ضروری است؛ امّا در میدان جنگ فرهنگی هر کدام به تنهایی در حکم کشتن چند سرباز در صف اول از سپاهِ بزرگِ دشمن است.

۳- اولاً باید کارهای بالا و بیش از آن، به صورت یک مجموعه ی منظم و شکیل و به هم پیوسته بشود تا اثر بگذارد. ثانیاً جهت کار مشخص شود؛ یعنی تمام کارها در یک جهت مشخص شده صورت بگیرد، مثل جریان پرندگانی که در تور صیّاد افتادند. هر کدام به یک گوشه فشار می آورند و فایده ای نداشت؛ پرنده ای گفت: همه به یک سمت (سمت بالا) فشار بیاورید، این جا بود که تور بلند شد و همه پرندگان آزاد شدند. امّا آن جهت در کار فرهنگی کجاست؟ ان شاء الله در این مقاله خواهیم گفت.

۴- آخرین مورد از موارد بالا، به این بر می گردد که ما فکر می کنیم انقلاب کردیم و تمام شد. یعنی با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷، کشورمان اسلامی شد؛ خیر، تازه اولین مرحله اسلامی شدن را سپری کردیم. اسلامی شدن کامل یک حکومت (از بالا تا پائین، در مسائل اقتصادی، سیاسی، آموزشی، هنری و فرهنگی، و …) با شکل گیری تمدن اسلامی صورت می گیرد که هنوز به آن نرسیده ایم. قطعه ای از بیانات امام خامنه ای را در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ را می خوانیم:

آرمان نظام جمهوری اسلامی را میشود در جمله‌ی کوتاهِ “ایجاد تمدّن اسلامی” خلاصه کرد. تمدّن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادّی میتواند رشد کند و به غایات [یعنی اهداف] مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد … هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است.

۵- پس چرا غرب توانست تمدن خود را بسازد؟ چگونه توانست یک پایه و زیربنای عظیمی از تفکر مادّی و دنیایی را شکل داده و بر اساس آن تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و … را بر آن بنا کند و بر روی دیگر کشورها تاثیر بگذارد؟ ما چگونه می توانیم به آن برسیم؟

در غرب فیلسوفان بزرگی از سقراط، افلاطون و ارسطو گرفته تا دکارت، کانت، هیوم و … مجموعه ای از تفکرات فلسفی را ساختند و بعد از آن ها، عدّه ای آمدند و تفکرات آن ها را در قالب هایی منظم کردند و به فیلسوفان و روشنفکران دیگر انتقال دادند.

به عنوان مثال، مباحث و آثار این فیلسوفان مثل فیلمبرداری های و کارهای یک کارگردان، قبل از تدوین بود؛ به هم ریخته، همراه با صحنه های اضافی، قسمت های آخرِ داستان در فیلم های ضبط شده ی اول و قسمت های اول در فیلم های آخر؛ خلاصه اگر کسی این فیلم ها را نگاه کند اصلاً نمی فهمد داستان در مورد چیست و چه شد.

امّا یک تدوین گر باید بیاید و موارد اضافی را حذف کند و قطعه ها را بر اساس داستان، جلو و عقب کند و به هم وصل کند تا در مخاطب تاثیر بگذارد. در غرب عدّه ای آمدند و تفکرات فیلسوفان بزرگ خود را مثل این فیلم، منظم کردند و به صاحب نظران روان شناسی، جامعه شناسی، هنرمندان، معلّمان و … دادند. ما به این گروها فعلاً «روشنفکران» می گوییم.

روشنفکران هم از طریق آثار خود – مثل نظریات علمی، آثار هنری، تدریس و … – آن محتواها را در قالب های زیبا به مردم منتقل کردند و ذهن مردم را از این طریق تغذیه و سیراب کردند. چنین شد که کم کم با زیر بنای تفکرات فلسفی فیلسوفان غربی – که غالباً مادّی بود – و روبنای اقتصادی، اجتماعی، هنری، سیاسی و … روشنفکران و حمایت توده های مردم، «تمدن غربی» شکل گرفت.[۱]

وقتی تمدن شکل می گیرد، همه تاثیر می گیرند و در آن فضا رشد و تربیت می شود. جبر و اجبار نیست، می شود با اختیار به یک شکل دیگر هم تربیت شد؛ ولی جوّ عمومی به آن سمت می رود. به این می گویند: «گفتمان سازی» و نهادینه شدن یک فکر فلسفی و یک «فرهنگ» و «جهان بینی» در جامعه. چند مورد از بیانات امام خامنه ای (حفظه الله):

گفتمان یعنی باور عمومی؛ یعنی آن‌چیزی که به صورت یک سخنِ مورد قبول عموم تلقی بشود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ این با گفتن حاصل میشود؛ با تبیینِ لازم – تبیین منطقی، تبیین عالمانه و دور از زیاده‌روی‌های گوناگون – حاصل میشود؛ با زبان صحیح، با زبان علمی و منطقی و با زبان خوش، بایستی این مطالب را منتقل کرد[۲] … تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد کند؛ گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنی یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌ای از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشود گفتمان جامعه. این، با کارهای جدا جدای برنامه‌ریزی نشده، حاصل نخواهد شد[۳] … این گفتمان سازی برای چیست؟ برای این است که اندیشه‌ی دینی، معرفت دینی در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ی دینی که رشد پیدا کرد، وقتی همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود می‌آورد و همان چیزی میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردی بیدارباش، در مواردی هشدار؛ اینها کارکردهای تبلیغ است؛ آثار و نتائجی است که بر تبلیغ مترتب میشود … [۴]گفتمان یک جامعه مثل هواست، همه تنفسش میکنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند.[۵]

۶- پس راه حل اساسی و آن «جهت» خاصی که تمام فعالیت های فرهنگی به سمت آن باید حرکت کنند، باید از طریق فیلسوفانی که عالم دینی هستند تبیین شود و خودشان یا واسطه هایی آن ها را به فکر روشنفکران جامعه انتقال دهند تا از این طریق هم نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … نگارش و ساخته شود، و هم به توده های مردم منتقل و گفتمان سازی شود.

اگر چنین اتفاقی بیفتد، نه تنها مشکلات فرهنگی جامعه حل می شود، بلکه حرکت فرهنگی ما از «دفاع» به «حمله» تبدیل می شود و جامعه ی غرب و شرق از غذای روحی و فلسفی اسلامی تغذیه شده و در آینده ای نه چندان دور شاید (ان شاء الله) شاهد شکل گیری مقدمات تمدّن اسلامی در آن مملکت ها خواهیم بود (البته منظور از شکل گیری حکومت اسلامی در آن کشورها، فتح و تصرّف آن کشورها نیست؛ بلکه معنای خاصی دارد: به مقاله «تفکر خمینی در مقابل تفکر داعشی | حکومت؛ وسیله یا هدف؟» رجوع کنید).

۷- ممکن است شخصی بگوید: مردم خودشان متدین هستند؛ شما بدبین هستید؛ ببینید چقدر مردم نماز می خوانند و چقدر زیارت می روند و در مراسمات دینی شرکت می کنند و …  . پاسخ این است: اولاً این کارها «خوب» است ولی «کامل» و «کافی» نیست. مردمی که اقتصاد و فرهنگ و هنر و سیاست و … کشورشان کاملاً اسلامی نشده باشد و در یک کلام تلاشی در راه تمدن سازی اسلامی انجام نداده باشند، «متدین کامل» نیستند. امام رضا «علیه السلام» فرمودند: عبادت به زیادیِ نماز و روزه نیست، بلکه عبادت، تفکر در «امر خدا» است. [۶] یکی از مصادیق و موارد اصلی «تفکر در امر خدا» همین تمدن سازی است که بدانیم کدام اقتصاد، کدام جامعه، کدام سیاست و کدام … اسلامی و مورد رضای خداوند است. [۷]

تذکر مهم: این راهبرد، به این معنا نیست که همه بروند و فیلسوف شوند؛ بلکه وجود تعدادی عالِم دینی فیلسوف – مثل شهید مطهری و علامه مصباح یزدی و امثال این بزرگواران – کافی است. بلکه هر کسی باید در رشته ای – مثل اقتصاد، سیاست، هنر، تکنولوژی، صنعت و … – متخصص شود ولی نظام و منظومه ی فکری خود را با آثار این عالمان دینی شکل دهد. این امر سبب می شود یک موج عظیم فکری و فرهنگی از جهات و رشته های مختلف به یک سمت (ساخت تمدن نوین اسلامی) حرکت کند و سربازان و فرماندهان فرهنگی غربی را غرق کند.[۸]

 

می توانید برای تکمیل این بحث فرهنگی، مقاله ی «جنگ نمادها» را نیز مطالعه فرمایید.

——

[۱] ر.ک: عبدالرسول عبودیت، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، چاپ پنجم، جلد اول، صص۱۳-۱۵

[۲] بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۳۹۲/۱۲/۱۵

[۳] بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون ۱۳۸۸/۰۹/۲۲

[۴] بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون ۱۳۸۸/۰۹/۲۲

[۵] بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی۱۳۹۰/۱۰/۱۴

[۶] لَیْسَ الْعِبَادَهُ کَثْرَهَ الصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَهُ التَّفَکُّرُ فِی‏ أَمْرِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَل‏ (الکافی، ج۲، ص۵۵)

[۷] ر.ک: سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی با عنوان «دولت دینی».

[۸] ر.ک: عبدالرسول عبودیت، درآمدی بر فلسفه اسلامی، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ هشتم، صص۶۰-۶۴

درباره‌ی آرش شادمان

همچنین ببینید

چه کسی مخالف «شادی مردم» است؟!!

  من معتقدم که امثال #کیومرث_پوراحمد واقعا #هنرمند هستن؛ واقعا #هنر میخواد که یه زمان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *